| ||
|
برای چشم خاموشت بمیرم کنار چشمه نوشت بمیرم
نمی خواهم در آغوشت بگیرم که می خواهم در آغوشت بمیرم
چه زيباست درفراق يار گريست....چه زيباست تحمل سختي هاي زندگي تنها
به اميد وصل يار....چه زيباست به غير از او كسي را نخواستن و فداكاري
كردن به خاطر عشق او.... وچه زيباست كه قلبمان به خاطر او مي تپد و
تك تك سلولهايمان تنها او را مي خواهند....چه زيباست انديشيدن به او و با
او ملاقات كردن و چه دلپذير است لحظه اي كه تو را در آغوش مي كشد و
تو در آن لحظه مرگت را از خدا مي خواهي.... از خدا مي خواهي جان تو
را زماني بگيرد كه در آغوش او هستي و او پيشاني ات را مي بوسد و
قصه ي عشق را در گوشت تكرار مي كند....از خدا مي خواهي زندگي بايستد،
جهان و زمان حركت نكنند تا اين لحظات تمام نشوند....مي خواهي اين عشق پاك
به ناپاكي هاي دنيا آلوده نشود همچنان پاك باقي بماند....
از خدا مي خواهي هميشه او يارت باشد و تو هم هميشه يار او باشي،اوشاهزاده
قصه ي زندگي تو باشد و تو نيز شاهزاده آقاي زيباي رؤياهاي او نظرات شما عزیزان:
نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر ......و می دانی که کویر بدون باران زنده است پس برو بمیر سلام عزیزم اون فقط یک جکه ناراحت نشیا. ببخشید هویجوری سربرهنه و پابرهنه اومدم وب قشنگت دعوتی به وبم ففط شیک و ادکلن زده بیا وبم وسواسیمااگه دلتم سوخت مرا همی لینک بنمو و بگو تو را همی لینک بنمویم
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
[ طراحي : قالب تم پارس ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] |